X
تبلیغات
خبر رسانی لحظه به لحظه ظهور مهدی(عج)

خبر جنجالی که حذف شد

سایت جوان آنلاین به نقل از رسانه ای دیگر خبری را با عنوان «پشت پرده سکوت احمدی نژاد در برابر رد صلاحیت مشایی» چیست را منتشر و بعد از مدتی از روی خروجی خود حذف کرد.
متن این خبر بدین شرح است:

زمانی که چند سال پیش، دکتر احمدی نژاد زمزمه های آوردن مشایی در جرگه دولتی ها را در سر می پروراند هیچکس، حتی شاید بیشتر نزدیکان شان هم به این فکر نمی کردند که اسفندیار رحیم مشایی یک عنصر حواس پرت کن و فرعی می باشد. احمدی نژاد این روزها نه تنها به رد صلاحیت مشایی اعتراض نمی کند بلکه با خیالی آسوده منتظر انتخابات 92 نشسته است.

به گزارش رویداد ، نکته خیلی ریز و ظریفی در اتفاقات چند ماه اخیر و حتی چند سال اخیر وجود دارد و آن این که افرادی مثل قالیباف که واقعا فکر کاندیداتوری و ریاست جمهوری را در سرمی پروراندند در تمامی شهرها ستادهای فعال ایجاد نمودند و حتی در بخش های تابعه شهرستان ها آدم هایی را داشتند که برنامه هایشان را کم کم آن جا پیاده کنند. ولی افرادی مثل هاشمی و مشایی نه تنها قصد ریاست جمهوری نداشتند بلکه در لحظات پایانی ثبت نام نامزدها موجب پرشورتر شدن انتخابات هم شدند.

مشایی در ماه های آتی بیشترین فشارها را از احزاب و جناح های مختلف و حتی توده مردم تحمل نمود. حتی در ماجرای 11 روز خانه نشینی رئیس جمهور، رکن اصلی ماجرا بوده و همیشه حاشیه ساز دولت بوده است.

عده ای می گفتند امکان ندارد مشایی رد صلاحیت شود و احمدی نژاد آرام بنشیند. رسانه های بیگانه از استعفای احمدی نژاد و عزل وزیر کشور رو نمایی می کردند و سعی داشتند انتخابات 92 را به نوع دیگری به انزوا بکشانند.

حال چندین روز از اعلام نهایی کاندیداهای تایید صلاحیت ها می گذرد و نه مشایی و نه هاشمی، هیچکدام احراز صلاحیت نشده اند. هاشمی بعلت کهولت سن و دیگری بعلت همان حاشیه هایی که گویی با آگاهی و برنامه قبلی درست می کرده است.

حال با خود نمی گویید در شرایطی که مشایی رد صلاحیت شده است و چند نفری هم مثل جوانفکر و رحیمی هم که کاندیدا شده بودند انصراف دادند، تکلیف کاندیدای دولتی ها چه می شود؟ اگر دولت دیگر کاندیدایی ندارد و مشایی هم که رد صلاحیت شده است و با آن همه « مشایی یعنی احمدی نژاد و احمدی نژاد یعنی مشایی » گفتن ها چه شده است که به یکباره همه دولتی ها و در راس آنان رئیس جمهور کناری نشسته و صدایی هم از او نمی شنویم؟؟؟

رونمایی از سعید جلیلی 92، احمدی نژاد 84
سعید جلیلی شخصیتی است که تا ماه های اخیر حتی ماجرای کاندیداتوری اش آنقدرها هم جدی نبود. در صورتی که از زمانی که کاندیدا شده است تبدیل به یکی از قطب های انتخابات شده است. این روزها صحبت از دو قطبی شدن سعید جلیلی و قالیباف زده می شود. تشکیلات متعددی از جلیلی حمایت می کنند و تقریبا یکی از افرادی است که احتمالا در مناظرات هم چالش های فراوانی پیش روی دیگر کاندیداها خلق خواهد کرد.

سعید جلیلی اما نسخه دیگری از احمدی نژاد 84 است و به نظر می رسد با یک تدبیر بی نقص و برنامه ریزی شده برای چنین روزهایی آماده شده است. مشایی هیچ وقت ستاد انتخاباتی بنا نهاد و قرار هم نبود چنین کاری انجام دهد. احمدی نژاد روزهای گذشته خبر از تداوم بهار می دهد و می گوید که این تازه ابتدای راه بهار است و این بهار پایدار خواهد بود و این پایداری را احتمالا جبهه پایداری رقم می زند.

آری ، می خواهیم دقیقا بگوییم که سعید جلیلی همان حلقه گمشده ماجراست که قرارست احمدی نژاد و مشایی و خیلی های دیگر با به سرکار آمدن اش بهار را پایدار نگه دارند.

نوشته شده توسط دلداده در یکشنبه 5 خرداد1392 |

جوشكاری میكردم.خم شده بود و درگوشم گفت سلام علیكم.برگشتم دیدم سعیدآقاست؛ مشغول گپ وگفت شدیم شاگردم آمد و جوشکاری را ادامه داد.جرقه ها روپای سعیدآقا میریخت و پایشان راعقب میکشیدند.به شاگردم گفتم دست نگهدار. گوش نکردو بلندگفت مگه این کیه؟سعیدآقاخندید. به شاگردم توپیدم.
سعیدآقاگفت باسفرای کشور با آیت الله طبسی جلسه داشتیم. یکساعت فرصت بودکه به دیدار پدرومادرم بیایم گفتم سری هم بشما بزنم.خداحافظی کرد و آن طرف سوار تاکسی شدو رفت. به شاگردم گفتم میدانی ایشان که بود. او معاون وزیر خارجه بود.
... ماتش برد.

نوشته شده توسط دلداده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1392 |



آقا شما که اینقدر مهربانید چرا آمریکا اینقدر از شما میترسد؟


سید علی عزیزی کودک پنج ساله‌ای است که در حسینیه امام خمینی(ره) گفت‌‌وگویی شیرین با رهبر معظم انقلاب دارد.

به گزارش تسنیم، چندی پیش سید علی عزیزی که کودک پنج ساله‌ای است، به همراه پدر خود برای اقامه نماز به حسینیه امام خمینی(ره) خدمت مقام معظم رهبری رفته بود.
 
وقتی آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برای اقامه نماز وارد حسینیه می‌شوند؛ سید علی 5 ساله دست پدر خود را رها می‌کند و به سمت ایشان می‌دود و دست رهبر انقلاب را می‌گیرد.
 
سید علی که علی‌رغم سن کم خود حافظ 5 جزء قرآن کریم نیز هست، خطاب به رهبر انقلاب می‌گوید: "آقا می‌شود چفیه‌تان را به من بدهید؟". تصویر هدیه شدن چفیه رهبری واقعه‌ای بوده که او بارها از تلویزیون آن را تماشا کرده است.
 
مقام معظم رهبری پاسخ درخواست سیدعلی را با لبخندی داده و خطاب به همراهان خود می‌گویند که " چفیه را بدهید به آقا". پدر سید علی در خاطره‌ای می‌گوید: از آن به بعد هر وقت با این بچه هم کلام می‌شوم او به من می‌گوید که "آقا به من گفتند آقا".
 
در ادامه ماجرای دیدار این کودک با رهبر انقلاب در حالی‌که آیت‌الله خامنه‌ای دست نوازش بر سر او می‌کشیدند، سید علی 5 ساله از ایشان می‌پرسد: "آقا شما که اینقدر مهربان هستید، چرا آمریکا اینقدر از شما می‌ترسد؟" که این سؤال با لبخند دیگری از سوی رهبر انقلاب مواجه می‌شود. در همین هنگام یکی از همراهان رهبر انقلاب در پاسخ به سؤال سید علی می‌گوید: "حضرت آقا آدم خوبی است؛ و چون از خدا می‌ترسد آن‌ها(آمریکایی‌ها) هم از آقا می‌ترسند".
افسران -
 

نوشته شده توسط دلداده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1392 |
سعید کریمی در گفت‌وگو با فارس
«آرگو» فیلم نیست، یک پروژه است

خبرگزاری فارس: سعید کریمی کارشناس فرهنگی هنری گفت: به نظر من پروژه آرگو یک طرح براندازی علیه جمهوری اسلامی در آینده است. اساساً فیلم آرگو هنوز ساخته نشده و بنا هست سناریوی آرگو در فتنه آینده اجرا شود.

خبرگزاری فارس: «آرگو» فیلم نیست، یک پروژه است

سعید کریمی یکی از کارشناسان فرهنگی هنری و طراح پروژه قلب شیطانی (فیلمی با موضوع

سلمان رشدی) در گفت‌وگویی با خبرنگار سینمایی فارس درباره فیلم آرگو نظرات متفاوتی را عنوان کرده است.

آنچه که در این مصاحبه می‌خوانید:

  بررسی فیلم «آرگو»

* رابطه فیلم «آرگو» با انتخابات ایران

* آرگو پروژه‌ای برای براندازی جمهوری اسلامی

*قرار است پروژه آرگو در فتنه آینده اجرایی شود

فارس: برخی درباره فیلم آرگو نظراتی را مطرح می‌کنند که این پروژه‌ای است که از یک فیلم فراتر است. نظر شما چیست؟

کریمی: به نظر من پروژه آرگو یک طرح براندازی علیه جمهوری اسلامی و در آینده است. اساسا فیلم آرگو هنوز ساخته نشده و بنا هست سناریو آرگو در فتنه آینده اجرا شود.

  فارس: مگر این فیلم آرگو  نیست؟

کریمی: به هیچ وجه، توجه داشته باشید فیلم و یا بهتر بگویم پروژه آرگو، آن فیلمی بود که به بهانه آن و در پوشش یک تیم سینمایی جاسوس سیا به ایران می آیند تا از آن به عنوان پوشش استفاده نماید و سفیر آمریکا و همراهانش را از ایران خارج کند.

* آرگو نام کشتی یونانی‌های باستان است

فارس: چه فرقی می‌کند بالاخره اسم این فیلم را از آن پروژه برگرفته‌اند.

کریمی: بگذارید از اسم خود آرگو شروع کنم. چیزی که متاسفانه هیچ منتقد و صاحب نظری به آن نپرداخت و جای تاسف است که کسی نمی داند در ادبیات یونانی آرگو یعنی چه. در ادبیات یونان باستان آرگو، نام کشتی آرگونات هاست که به همراه جیسون به کشوری می آیند که پوست قوچ طلایی را که دارای خاصیت های خارق العاده ای بود، از سرزمین آیتس (سرزمین در دریای سیاه) به سرقت ببرند.

آرگو که نام این کشتی است و بزرگترین کشتی جنگی است که آرگوس به کمک الهه آتنا( الهه پشتیبان مردان جنگی) در دوران یونان باستان برای جیسون (یاسون) و دیگر پهلوانان یونانی نظیر هرکول، ارفئوس هولاس و... که از سرتاسر یونان جمع شده بودند ساخته می شود تا همراه با جیسون به دنبال یافتن پشم زرین یا همان پوست طلایی که دارای خواص معجزه آسایی بود و نماد قدرت و باروری کشور «آیتس» بود را بربایند.

حتی در فیلم آرگوی هالیوودی شما بر می خورید به همین موضوع اسطوره ای، که البته می گویند فیلمی علمی تخیلی است! اما همه اش اینست که ساخت فیلم آرگو داستانی پوشش جاسوس سازمان سیا برای خارج نمودن سفیر و برخی دیپلمات های آمریکایی از ایران انقلابی است. اما در حقیقت اصل موضوع پروژه براندازی با نام «آرگو» در آینده علیه جمهوری اسلامی ایران در لایه دوم فیلم گنجانده شده و به همین دلیل هم می دانستم که جایزه اسکار را به آن خواهند داد. حتی دیدیم که کارتر و جان کری سفیر سابق آمریکا و همه سیاسیون علی رغم اعتراف به تحریفات فراوان خواهان اعطای اسکار به این فیلم شدند. در واقع آرگوی اول یا همان که تبلیغ می شود(آرگو سینمایی) اثری است که به جبران شکست های آمریکا در طی این مدت ساخته شده است و بن افلک در نقش یک «کاپیتان آمریکا»ئی دیگر ظاهر شده، آن هم در دوره ای که بیداری اسلامی جهان اسلامی را فراگرفته و در حقیقت آمریکا در دورانی مشابه بسر می برد، با این تفاوت که انقلاب اسلامی اینبار در جهان اسلام  و در خاورمیانه به وجود آمده است. واقعه سفارت آمریکا در لیبی، اعتراضات در روبروی سفارت آمریکا در کشورهای اسلامی و دیگر موارد مشابه خود نمونه آشکاری از این مشابهت است.

از دیگر سو تلاش های آمریکا برای مدیریت انقلاب های اسلامی در جهان اسلام نیز با شکست روبرو شده و از این منظر آرگو سینمایی و جایزه سیاسی اسکار سیاسی به آن، اظهار نظرهای جیمی کارتر (رئیس جمهور  آمریکا در زمان انقلاب اسلامی ایران) جان کری، وزیرامور خارجه فعلی آمریکا، حضور میشل اوباما در اسکار و سخنان آنچنانی، سخنان بن افلک و... یک جور اور دوز سیاسی کردن مراسم اسکار 2013 به نوعی ارضای روانی و ایجاد تقویت روحیه در جامعه سیاسی و اجتماعی آمریکا به جبران شکست ها ی پی درپی اوباما و توجیه عقب نشینی های آنان است.

*پروژه آرگو، نسبت مشخصی با پروژه «مده آ» دارد

 فارس: شما از آرگو به عنوان رمز یک پروژه براندازی علیه جمهوری اسلامی ایران یاد کردید. آیا این نظر به نوعی به تئوری توهم توطئه نزدیک‌نمی شود؟

 کریمی: تئوری «توهم توطئه» اساسا ساخته شده تا زمینه ساز «تحقق توطئه» را فراهم آورد! زمانی که در اوج فتنه 88 نشریه فارین پالیسی، خانم رهنورد را به عنوان سومین مغز متفکر جهان انتخاب کردندو بعدها نیز رادیو آمریکا ( متعلق به وزارت خارجه آمریکا، مستند زنان مقتدر مردان سیاسی را منتشر کرد.

از پروژه ای به عنوان پروژه (مده آ) رمز گشایی کرد و جریان زنانه ایی را پشت وقایع آن زمان بود آشکار نمود. در پشت هر کدام از لیدرهای جریان فتنه، همسرش قرار داشت. البته امروز هم یکی از آن زنان با تاکید به شعار (انتخابات آزاد) مجدد به میدان آمده است.

پروژه آرگو، نسبت کاملا  نسبت مشخصی با همان پروژه «مده آ» دارد. جیسون (یاسون) با کشتی آرگو به همراه پهلوانان یونانی نظیر هرکول، ارفئوس،  هولاس و...  به سرزمین کولخیس و  که خانم ( مده آ) دختر پادشاه آیتس آن سرزمین است، می رود تا با جذب کردن «مده آ» دختر پادشاه و کمک های فراوان او، پوست قوچ طلایی یا همان پشم زرین را می ربایند.

 در فیلم آرگو یکی از عوامل موفقیت پروژه فرار دیپلمات های آمریکایی، نقش «سحر»، زن ایرانی که مستخدم خانه سفیر کانادا می باشد، نشان داده می شود. سحر زنی است که انقلابی نیست و مدل زندگی اش غربی بوده و حتی پیش مرد اجنبی  یعنی سفیر کانادا و آمریکاییهای فراری، بی حجاب  ظاهر می شود. طوری هم نشان داده می شود که انگار برده سفیر کانادا است!!!  از قضیه مخفی شدن دیپلمات های آمریکایی در منزل سفیر کانادا با خبر شده اما به پاسداران انقلاب اسلامی دروغ می گوید و در پایان فیلم نیز به کشور عراق پناهنده می شود  و البته نیم نگاهی هم به بن افلک دارد و اساسا به خاطر وی تیم آمریکایی را لو نمی دهد و به این ترتیب به فرار آنان کمک می کند. البته بن افلک در یکی از مصاحبه هایش گفته بود: «ما در این فیلم می خواستیم بگوییم که حمایت ما از شاه درست بود و اینکه ببنید بر سر زنان ایرانی چه آمده است!»

 این نقش کاملا از دستور العمل نمایشنامه تراژدی«مده آ» اثر اوریپید  در یونان باستان استخراج شده است (فیلم «مده آ» اثر پازیلینی به این موضوع پرداخته است). چندی پیش در بی بی سی فارسی مستندهایی با  عنوان اساطیر یونان پخش شد و در یکی از آنان به داستان جیسون و مده آ و ربودن پوست طلایی پرداخت. کارشناس انگلیسی اظهار داشت: «در طی دورانی که سری فیلم های 007 ساخته می شد همیشه یک شخصیت زن از سرزمین هدف عملیات جیمز باند، معشوقه و علاقمند به وی نشان داده می شد در ماموریت به مامور جاسوس انگلیسی 007 کمک می کرد و در پایان نیز حذف می شد، که این روش بر اساس دکترین نمایشنامه تراژدی« مده آ» صورت می پذیرفت، یعنی سعی کن زنان یک سر زمین را که  نماد سرزمین و عقیده هست را جذب کنی تا در مبارزه پیروز شوی».

 امروز ملاحظه می کنید عمده برنامه های ماهواره ای فیلم تلویزیونی و سینمایی و دیگر عناصر فرهنگی با همین هدف در راستای فروپاشی نقش مادرانه زنان و دگردیسی هویت زن مسلمان از علاقه مندی به هویت اسلامی و سرزمینی خود به سوی غرب پذیری و سبک زندگی غربی به صورت کاملا هماهنگ عمل می کنند.

از این زاویه شاید بهتر می شود فهمید که چرا آکادمی اسکار به فیلم «جدایی نادر از سیمین»جایزه اسکار می دهند، چرا که اصغر فرهادی در فیلم اش نشان می دهد که زن ایرانی، خواهان غرب است و از کشور و عقیده خود متنفر است. ترمه نیز قرار است بعدا به قاضی بگوید راه مادر را به سوی غرب را در پیش می گیرد یا آنکه همراه پدر باقی می ماند. البته حضور سارینا فرهادی بازیگر نقش ترمه در مراسم اسکار برای دریافت جایزه با وضعیتی غیر اسلامی و ایرانی حاوی این پیام بود که: ترمه خانم فیلم جدایی نادر از سیمین، از پدرش نادر جدا می شود و در مسیر راه مادرش گام می‌نهد!

 * در فتنه اجتماعی، سیاسی وخارجی آینده احتمال اجرای پروژه آرگو بسیار جدی است.

 فارس: یعنی فیلم آرگو با  پروژه آرگو متفاوت است؟

 کریمی: فیلم آرگو همین فیلمی بود که بر بستر وقایع انقلاب و تسخیر لانه جاسوسی و فراری دادن دیپلمات ساخته شده و جایزه اسکار را با شانتاژ بی سابقه سیاسی دریافت کرد. اما آن «پروژه آرگو» که در فیلم القاء شده که به بهانه ساخت آن به ایران انقلابی می آیند تا در قالب آن دیپلمات ها را فراری می دهند هنوز ساخته نشده است.

 صحنه هایی که در فرودگاه دیپلمات مفلوک آمریکایی از روی پلانهای طراحی شده، لوکشن خاورمیانه ای یک فیلم را برای ماموران فرودگاه شرح می دهد، دقیقا پروژه آرگو (بخوانید پروژه مده آ) را ترسیم می‌کند.

آن دیپلمات آمریکایی به مامور فرودگاه می گوید: «دشمن ها در بازار می آیند، او می خواهد زن را نجات دهد، مردم به وی می پیوند و شاه دشمنانشون رو نابود می کنن و از بین می برند.» روی سر شاه دژخیم که در تصویر نشان داده می شود آرم الله جمهوری اسلامی است!

سناریویی اول و به عبارتی سناریوی پوششی عملیات فراری دادن دیپلمات‌های آمریکایی جدا از لایه اول فیلم است در واقع «آرگوی اول پوشش فیلم آرگوی لایه دوم» قرار می گیرد. آرگوی لایه دوم یک دستور العمل براندازی به کمک پشتیبانی هوایی آمریکایی و غربی است. ایجاد فتنه اجتماعی و اغتشاشات خیابانی، درگیری انتظامی با مردم، با پشتیبانی هوایی دریایی غرب کاری که در لیبی بعنوان پروژه لیبزاسیون انجام گرفت. سناریویی که به شدت تلاش می شده و می شود که در سوریه نیز انجام می گیرد و به این ترتیب در فتنه اجتماعی، سیاسی وخارجی آینده احتمال اجرای پروژه آرگو بسیار جدی است.

  * با توجه به همزمانی انتخابات 92 با اعیاد شعبانیه، با مشارکت حداکثری این عید را به عید سیاسی تبدیل کنیم

 فارس: اگر این احتمال جدی است ضد استراتژی ما در مقابل آن چیست؟

 کریمی: امروز تحریم های اقتصادی و فشارهایی که بر مردم بواسطه گرانی ها وارد می شود و مقاومت و مردم کشورمان علی رغم درگیری های میان برخی مسئولان کشور (که عمدتا جنگ قدرت و حب مقام است) ممکن است زمینه ساز ایجاد فاصله میان مردم و نظام گردد. موضوعی که هشدارهای مقام معظم رهبری در این خصوص را می بایست با جان و دل گوش نمود و به رهنمودهای معظم له عمل کرد.

ایجاد اغتشاش های گسترده اجتماعی و خیابانی که متاسفانه  توسط برخی عوامل آگاه و ناآگاه سیاسی داخلی در  که مثلا درقالب شعار انتخابات آزاد، افشاگری های بی دلیل، منازعات  قدرت در آستانه انتخابات، دامن زدن به طرح دشمن و تکمیل کردن  پازل دشمن در پروژه آرگو است.

مطمئن باشید آنان تصمیم دارند هم زمان ایران، سوریه و حزب الله لبنان را در گیر نمایندودر آن منطقه یک طرح بالکانیزاسیون فرقه ای را رقم بزنند و در اینجا نیز ما را در گیر نمایند تا نتوانیم از پروتکل های دفاعی مشترکمان استفاده کنیم.

مقام معظم رهبری هشدار دادند تا روز انتخابات ریاست جمهوری 1392 هرگونه حرکتی که  موجبات  اغتشاشات خیابانی را فراهم آورد به مثابه خیانت به کشور، نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی محسوب می گردد. عموم عزیزان باید بدانند «پروژه آرگو» بعنوان طرح فتنه براندازی آینده بوده و با درک آن در مسیر تکمیل طرح دشمن حرکت نکنند.

وقتی در سکانس پایانی فیلم آرگو، این جمله آورده می شود:« همکاری دولت کانادا با سازمان سیا به موفقیت این عملیات انجامید و به عنوان یک مدل همکاری بین الملی تا امروز همچنان پایدار است».

پس میطلبد تا بدانیم توکل به خداوند، همکاری و تعاون، انسجام و وحدت تمامی آحاد مردم و مسئولان با ولایت مندی، ولایت مداری آنان که رمز پیروزی ما در قبل از پیروزی انقلاب و بعد از آن در طی این 34 سال بوده که تا امروز به یک مدل پایدار و ماندگار باقی مانده و باید به آن تکیه نمود و از آن بهره برد.

ضمن آنکه برگزاری با شکوه انتخابات ریاست جمهوری 1392 که مصادف با ماه شعبان و اعیاد شعبانیه نیز هست را با مشارکت حداکثری به یک عید سیاسی تبدیل کنیم چرا که یک فرصت تاریخی برای جبران خسارات فتنه 88 نیز هست ضمن آنکه بهترین ویترین برای صدور مدل جمهوری اسلامی ایران به جهان است، موضوعی که غرب و بخصوص آمریکا از آن در هراس هستند. 

نوشته شده توسط دلداده در یکشنبه 13 اسفند1391 |

پس از شنیدن جواب آیت‌الله خوشوقت درسوال
مصطفی درمورد (نزدیکی ظهور) دیگر گلایه نکردم
 


مصطفی شاگرد ایت الله خوشوقت بود
ـ مادر شهید احمدی روشن، گفت: شهید احمدی روشن درس های زیادی را از آیت‌الله خوشوقت گرفت، در جلسات و دروس اخلاق او شرکت می‌کرد و شاگرد ایشان بود

همسر شهید احمدی‌روشن می‌گوید: یکبار که خیلی گلایه کردم، مصطفی فرمایشات آیت‌الله خوشوقت را گفت، من دیگر گلایه هم نکردم.

متن کامل این گفت‌و‌گو تسنیم بدین شرح است:
 
* تسنیم: کمی از سختی‌های کار شهید احمدی روشن در سایت نطنز و برنامه هسته‌ای کشورمان بگوئید.
 
- همسر شهید:  تعلیق غنی سازی، مصادف شد با ازدواج ما. از همان ابتدا ایشان وارد سایت نطنز شدند. آن موقع برای از سرگیری برنامه هسته‌ای کشورمان، آقا مصطفی مجبور به ماندن دائم بر سر دستگاه‌ها بودند. 12 یا 13 روز به هیچ عنوان نمی‌توانستند منزل بیایند. 12 روز نطنز بود و یک روز تهران می‌آمد و باز  12 روز برمی‌گشت. این سیکل چندین ماه طول کشید چون باید تعلیق برداشته می‌شد و دستگاه‌ها  به نتیجه می‌رسید. تا فروردین 85 که رئیس جمهور موفقیت ما را اعلام کرد، این شیفت‌ها ادامه داشت.
 
بعد از آن پای دستگاه‌ها می‌ماند. شیفت‌ها به هفته‌ای تبدیل شد. مدت طولانی به همین منوال بود. بعد که پست‌شان بالاتر رفت و مجبور بودند تهران هم باشند، ابتدای هفته نطنز می‌رفت و سه‌شنبه منزل می‌آمد و 2 روز باقی‌مانده را در تهران بودند ولی دیر وقت منزل می‌آمدند.
 

.                                                            
این فشار کاری برای ایشان خیلی سخت بود؛ آقا مصطفی را که می‌دیدی، همیشه چشمانش خسته بود و قرمز، ولی هیچ وقت عصبانی و اخمو نبود و با آن خستگی وقتی 12 شب می‌رسید خانه، می‌خندید. مشکلات را که اصلاً وارد منزل نمی‌کردند، حتی موفقیت‌هایشان را هم خیلی سخت بروز می‌دادند.
 
آقا مصطفی این خستگی‌ها را برای هدفی بالاتر تحمل کردند. مسیر تهران نطنز را اگر انسان هفته‌ای یکبار تردد کند، خیلی خسته کننده خواهد بود. آقا مصطفی هفته‌ای دو یا سه بار این مسیر را می‌رفت و برمی‌گشت. تمام اینها سختی داره.
 
 
روزه گرفتن در سایت نطنز خیلی سخت بود؛ هوا آنقدر گرم می‌شد که لب‌ها ترک برمی‌داشت و خون می‌آمد؛ اگر در زمین سایت می‌ایستادی، به قول مصطفی کله آدم زیر آفتاب جوش می‌آورد. همه اینها نشان دهنده سختی‌های ایشان بود ولی هیچ وقت از سختی‌ها نمی‌گفتند؛ این چیزها را که می‌گویم، خیلی کوتاه اشاره می‌کردند.
 
این وضعیت برای خانواده هم سخت بود. من گلایه می‌کردم ولی مصطفی با وجهه خندانش سخت‌ترین مشکلات را آسان می‌کرد و من تحمل می‌کردم، اما هیچ وقت مانع ایشان برای انجام وظیفه‌شان نشدم.
 
* تسنیم: شهید احمدی‌روشن در دوران دانشجویی روی موشک کار می‌کرد. آیا اینها را در دانشگاه بروز می‌داد یا نه؟
 
- همسر شهید: نه اصلاً، البته من در آن دوران اطلاع پیدا کرده بودم. به هر حال ایشان در جشنواره سلمان فارسی سپاه مقام دوم را آوردند‌ ولی اینکه بگویند امروز فلان کار را کردم، نه؛ اینطور نبودند.
 
* تسنیم: شما گاهاً بابت فعالیت‌های مدام شهید احمدی‌روشن، گلایه داشتید؛ آقا مصطفی هم می‌گفتند که این کار را تمام کنند، از سازمان بیرون می‌آیند؛ چگونه ایشان توانستند شما را قانع کنند و فعالیت‌های هسته‌ای را ادامه دهند؟
 
- همسرشهید: من می‌دانستم که کارهای سایت هیچ وقت تمامی نداشت؛ این چند سال آخر نمودار کاری ایشان صعودی بود. برخی مواقع آقا مصطفی را 3 هفته می‌شد که پیدا نمی‌کردیم؛ شاید یک روز جمعه و کوتاه می‌توانستیم ببینیمش.
 
وقتی شکایت و گلایه می‌کردم، می‌گفت این کار را انجام بدهم، بیرون می‌آیم. دروغ هم نمی‌گفتند، آن کار را انجام می‌دادند، کاری دیگری بهشان پیشنهاد می‌شد و این سیستم ادامه داشت‌ ولی وقتی دل نگرانی آقا را برای سایت می‌گفتند، برای بنده هم این دل‌نگرانی آقا مهم بود.
 
وقتی می‌گفتند کارهایی که کردم را باید به سرانجام برسانم، قانع می‌شدم و یا اینکه یکبار پیش آیت‌الله خوشوقت رفته بودند و از آیت‌الله خوشوقت پرسیده بودند


که "ظهور چقدر نزدیک است"؛ آقای خوشوقت فرموده بودند "
این بستگی به این دارد که شما در نطنز چه کار می‌کنید".   
 
یکبار که خیلی گلایه کردم، مصطفی فرمایشات آقای خوشوقت را گفت، من دیگر گلایه هم نکردم چون احساس می‌کردم اگر بخواهم جلویش را بگیرم، گویی که جلوی امام زمان (ع) ایستادم. نمی‌گویم این حرف قطعی است اما به نظرم مملکت باید اصلاح بشود تا مصلح بیاید.
 
* تسنیم: رهبری در روزی که تشریف آوردند برای عرض تسلیت، فرمودند که فعالیت‌ ما برای عقب ماندن علمی نیست، ما می‌خواهیم اسلام را سربلند کنیم؛ آقا مصطفی در این زمینه چه نقشی ایفا کرد؟
 

- همسر شهید: فکر می‌کنم واژه شهدای علمی مبین این امر است. اینها کاری کردند که به سرافرازی برسیم؛ این سرافرازی به قدری برای دشمن سخت بود که بیایند جوانان ما را ترور کنند. این نشان‌دهنده ارزش آنهاست. کار اینها به قدری مهم بوده که دشمن اینها را ترور می‌کند؛ جوانانی که لقب دانشمند برازنده‌شان است؛ اینها کاری کردند که صدها دانشمند نتوانستند بکنند.
 
* خاطره‌ای از دوران تعلیق از شهید احمدی‌روشن دارید؟
 
- همسر شهید: آقا مصطفی با این که چیزی را بروز نمی‌دادند ولی کاملاً یادم هست در دوران تعلیق غنی‌سازی، حالت بطالت داشتند و خیلی غمگین بودند؛ شاید در طول این 7 سال فعالیت در سایت، تنها آن موقع ناراحتی را در چهره ایشان احساس کردم. چند بار گفتند که اگر کار درست نشود، از سازمان بیرون می‌آیم.


 
* تسنیم: در دوان تعلیق، به علت ممانعت از فعالیت دانشمندان هسته‌ای، علم بسیاری از اساتید جنبه علمی پیدا نمی‌کرد؛ علاوه بر این استعداد افرادی همچون مصطفی احمدی‌روشن شکوفا نمی‌شد؛ به نظر شما تعلیق چقدر ضرر داشت؟
 
- همسر شهید: تعلیق هر زمانی که صورت بگیرد، ضرر دارد. الان هم اگر تعلیق را بپذیریم، ضرر دارد چرا‌که با تعلیق، مملکت را 2 دستی تحویل غرب دادیم. غربی‌ها هیچ گاه حسن نیت خودشان را ثابت نکرده‌اند. اگر قرار بر تعلیق باشد، آنها نه تنها تحریم‌ها را برنمی‌دارند، بلکه همین فناوری را از ما می‌گیرند. ما برای عدم تعلیق هم هزینه علمی و هم جانی کرده‌ایم.


نوشته شده توسط دلداده در چهارشنبه 9 اسفند1391 |